شبخوان غریب برج، می خواند:
«- دیری ست که دست انتظار من
بر شانۀ این سکوت خشکیده ست.
آزاد کن از دریچۀ فردا
این خستۀ شهربند غربت را
هان ای مزدا! در این شب دیرند
بگشای دریچۀ اجابت را.»
(م.سرشک)
با یاد استاد محمد مهدی فولادوند در این هنگامۀ "شبخوانی"
و ترجمه قرآن ایشان
که راه را برایم گشود...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|