جاده ها با خاطرۀ
قدم های تو بیدار می مانند
که روز را پیشباز می رفتی
هر چند
سپیده
تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگ سحر کنند
شاملو
یتغیرُ - حین احبُک- شکلُ الکره الارضیه...
تَتلاقی طُرقُ العالَم ِ فوق یدیک ...و فوق یَدیه
یتغیرُ ترتیبُ الافلاک
تتکاثَرُ فی البحرِ الاَسماک
و یُسافرُ قمرٌ فی دَورَتی الدَمَوِیَه
یتغیَرُ شَکلی:
اُصبِحُ شجراً...
اصبحُ مَطَراً...
وقتی تو را دوست می دارم، شکل کرۀ زمین عوض می شود...
بر روی دستان تو و دستان من راههای جهان به هم می رسد
نظم افلاک دگرگون می شود
ماهیان در دریا بسیار می شوند
و یکی ماه در گردش خونم سفر می کند
شکل من نیز دیگر می شود:
درخت می شوم...
باران می شوم...
نزار قبانی/ ترجمه موسی اسوار
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|